ابراهيم عاملي ( موثق )

5

تفسير عاملي ( فارسي )

و عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه عبّاس نقل شده است : يعنى هر كس در چيزى امين شد بايد آن را به صاحبش برساند ، چه امانت خدا باشد كه وظايف دينى است و يا امانت مردم كه سپرده هاى مالى و غير مالى است . و نيز از حضرت امام باقر ( ع ) و حضرت صادق ( ع ) نقل شده است كه مقصود زمامداران مردم هستند كه بايد سرپرستى رعيّت كنند و آنها را بوظائف دينى وادار نمايند ، و در دنباله ى همين مطلب نوشته است كه هر دو امام فرمودند : خداوند در اين آيه امر كرده است كه هر امامى مقام خود را بجانشين خود تسليم كند و دليل آن آيت بعد است كه امر كرده است مردم را بفرمانبرى از زمامدار و والى . ابو الفتوح : بعضى گفته‌اند مقصود هر امانتى است و هر امانتدار همانطور كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « ادّ الامانة الى من ائتمنك و لا تخن من خانك » امانت مردمرا به آنها تسليم كن و نيز خيانت مكن با آنكه به تو خيانت كند . فخر : ظاهر مقصود از آيه كليّه ى امانات است كه سه دسته است يا امانت خدا است و يا امانت مردم است و يا امانت شخص است با خود ، دسته ى اوّل شامل انجام تمام وظايف دينى است كه درياى بىپايان است . عبد اللَّه مسعود گفته است : امانت در هر چيزى لازم است مثل وضو و غسل ، و روزه و نماز و زكات . عبد اللَّه عمر گفته است : عورت انسان امانتى است كه خدا آن را نزد انسان پنهان داشته است ، پس بايد آن را حفظ كند مگر در جاى مناسب و حقّ و امانت زبان بنگهدارى از دروغ است ، و غيبت و سخنچينى و كفر و بدعت و دشنام و ديگر چيز ها . و امانت چشم بنگهدارى از نظر بناشايست و حرام است . و امانت گوش بحفظ از گوش دادن بلهو و منهيّات است و از شنيدن فحش و دروغ و غير آن ، و همينطور است در ديگر پاره هاى بدن . دوّم امانت مردم است كه بايد سپرده هاى مردم بخودشان داده شود ، و از امانت مردم است خوددارى از كم فروختن و از آشكار كردن عيوب مردم ، و نيز عدالت حكّام با رعيّت و عدالت علما با عوام هم از رعايت امانت است كه مردم را بتعصّبهاى باطل رهبرى نكنند بلكه آنها را بعقايد و اعمالى راهنمائى كنند